![]() |
![]() |
|
| عشق من |
|
نمی خواهم پایانی برای نوشته هایم بیابم آخر از دیشب در هراس اغاز و پایانم من نمی خواهم به انتها برسم. کاش می فهمیدی رنگ روزهایم با تو صورتی شده کاش می دانستی تنها لحظه های انتظار و فاصله است که مرا بد خلق و تند می کند اخر من تو را بیشتر از همه پروانه ها دوست دارم .کاش می فهمیدی بی تو به فردا هم نمی رسم.کاش تنهایم نمی گذاشتی.
قشنگ خاطراتم دیگر برایت از لحظه های نبودنهایت از لحظه هائی که بی تو خاکستری میشوم از ثانیه هائی که دستهایت در من ویرانه می شود و خودت نیستی که از تقلای خواستنهایت نجاتم دهی حرفی نمی زنم دیگر برایت از قصر بلورین رویاهایم از شاهزاده هزار و یک شب قصه هایم از پنجره خانه ات که به وسعت رنگین کمان است حرفی نمی زنم. بهار نارنج اگر خواستی گیلاسها راهم می چینم و در دفتر خاطراتم خشکشان می کنم و دیگر سراغی از عطش چشمهایت نمی گیرم دیگر از تو سراغی از..... فقط بمان همیشه سبز ... تکیه گاه امید های نداشته ام باش می خواهم با تو به اوج برسم بمان و مشق عشقمان را خط بزن من منتظرت می مانم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 1:20 توسط صدیف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
پرشین گیگ وب گذار انجمن وبلاگ نویسان اردبیل حسین ساجد |
|
RSS
|