![]() |
![]() |
|
| عشق من |
|
قاصدک رفت ...
و من داد کشیدم، قاصدک می شنوی ؟!.... پیش از آنکه دل سوخته باشم برگرد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 0:11 توسط صدیف |
|
|
نبودی ...
در فراق شانه هایت ... به هر جایی رسیدم تکیه کردم ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 13:13 توسط صدیف |
|
|
همیشه
دستم را خوب می خوانی ولی ... قلبم را فقط ورق می زنی ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 1:0 توسط صدیف |
|
|
ناگهان با من غریبه شد
بی هیچ کلامی بدون بهانه از «چشم افتاد» و شکست ...؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 20:34 توسط صدیف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
پرشین گیگ وب گذار انجمن وبلاگ نویسان اردبیل حسین ساجد |
|
RSS
|