![]() |
![]() |
|
| عشق من |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 2:31 توسط صدیف |
|
|
خسته ام از لبخند اجباری خسته ام از حرفای تکراری خسته از خواب فراموشی ، زندگی با وهم بیداری این همه عشقای کوتاهو ، این تحملهای طولانی سر گذشت بی سرانجام گم شدن تو فصل طوفانی حقیقت پیش رومون بود ولی باور نمیکردییم همینه، تو روز روشن هم ،پی خورشید میگردییم نشستیم روبروی هم، تو چشمامون نگاهی نیست نه با دیدن، نه با گفتن، به قلب لحظه راهی نیست من و تو گم شدییم انگار، توی این دنیای واروونه که دریاش هم پر از حسرت،همیشه فکر بارونه سراغ عشقو میگیرییم ،تو اشک گریه آخر تو دریای ترک خورده، میون موج خاکستر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 1:7 توسط صدیف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
پرشین گیگ وب گذار انجمن وبلاگ نویسان اردبیل حسین ساجد |
|
RSS
|