![]() |
![]() |
|
| عشق من |
|
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: در عصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن ، کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهاي رنگي ام! در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي کويري که غرق عصاره ي انتظار پشت ديوار دردهايم نشسته ام…
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 18:58 توسط صدیف |
|
|
آسمان همچو صفحه دل من
روشن از جلوه هاي مهتابست امشب از خواب خوش گريزانم كه خيال تو خوشتر از خوابست خيره بر سايه هاي وحشي بيد مي خزم در سكوت بستر خويش باز دنبال نغمه اي دلخواه مي نهم سر بروي دفتر خويش تن صدها ترانه ميرقصد در بلور ظريف آوايم لذتي ناشناس و رويا رنگ مي دود همچو خون به رگهايم آه ... گويي ز دخمه دل من روح شبگرد مه گذر كرده يا نسيمي در اين ره متروك دامن از عطر ياس تر كرده بر لبم شعله هاي بوسه تو ميشكوفد چو لاله گرم نياز در خيالم ستاره اي پر نور مي درخشد ميان هاله راز ناشناسي درون سينه من پنجه بر چنگ و رود مي سايد همره نغمه هاي موزونش گوييا بوي عود مي آيد آه... باور نميكنم كه مرا با تو پيوستني چنين باشد نگه آن دو چشم شور افكن سوي من گرم و دلنشين باشد بيگمان زان جهان رويايي زهره بر من فكنده ديده عشق مي نويسم بر وي دفتر خويش جاودان باشي اي سپيده عشق
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 18:38 توسط صدیف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
پرشین گیگ وب گذار انجمن وبلاگ نویسان اردبیل حسین ساجد |
|
RSS
|